دختر دهه 60: باید با آبرو باشم
دختر دهه 70: باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80: باید پولدار باشم
پسر دهه 60: دارم میرم جبهه
پسر دهه 70: دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80: دارم میرم بیمارستان سم زدایی
دختر دهه 60: مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70: مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80: مرد باید پولدار باشه
پسر دهه 60: در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70: در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80: قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.
دختردهه 60: 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70: 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80: 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
پسر دهه 60: دارم میرم باشگاه ... دارم میرم زیر زمین بنوشم !!!
پسر دهه 70: دارم میرم مهمونی ... دارم میرم قلیون بکشم !!!
پسر دهه 80: دارم میرم دبی ... دارم میرم توهم بزنم !!!
پسر دهه 60: شریعتی می خواند
پسر دهه 70: شاملو می خواند
پسر دهه 80: هری پاتر می خواند.
دختر دهه 60: به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70: به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80: به خاطر پول همه کار می کنم.
پسر دهه 60: خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70: دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80: مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.
شوهرشناسی سنتی
- اگر آقايتان شبها دير به منزل مي آيد، لابد کار دارد که دير مي آيد! اگر شما بيرون کار مي کرديد که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نيائيد!!
- اگر آقايتان انتظار دارد وقتي به منزل مي آيد براي او چاي بياوريد، بدون حرف اضافي اين کار را انجام دهيد، وگرنه ممکن است اگر آقايتان اجازه نمي دهد هر کجا که مي خواهيد برويد، خدا را شکر کنيد که اجازه مي دهد نفس بکشيد!!
- اگر آقايتان به شما خرجي نمي دهد، لابد خرجهاي مهمتر از منزل دارد، جيکتان هم در نيايد!!
- اگر آقايتان اجازه نمي دهد سر کار برويد، سپاسگزارش باشيد
- اگر آقايتان اجازه مي دهد که بيرون از منزل هم کار کنيد، از اينکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بيرون از منزل کار کنيد، از او تشکر کنيد!!!
- اگر آقايتان به کوچکترين حقوق زنان بي توجه است، حقتان است اگر تحويلتان هم بگيرد شما به او مي گوئيد زن ذليل!!!
– اگر آقايتان براي شما هديه نمي خرد، رويتان را زياد نکنيد! او خودش براي شما بزرگترين هديه است! و يا لااقل بزرگترين هديه که شما را هميشه تحمل مي کند!!!!
زي زي لوژي (شوهرشناسي مدرن(
- اگر شوهرتان شبها دير به منزل مي آيد، درب را به رويش باز نکنيد!! مبلغ مهريه را هم به او يادآوري کنيد تا کامروا شويد!!
- آگر شوهرتان از شما انتظار پذيرائي دارد، يک هفته او را ترک کنيد!!! از هفته آينده خودش هر شب برايتان کاپوچينو درست خواهد کرد!!!
- اگر شوهرتان موافق نيست که شماهر جايي مي خواهيد برويد، مگر شما منتظر اجازه او بوديد؟!! خوب برويد!! تازه بعد هم غر بزنيد که از اين زندگي خسته شدين
- اگر شوهرتان به شما پول نمي دهد، شما هم به او روندين!!! دو سه روز کم محلي هم بي اثر نيست!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بيرون از منزل نيست، خانه را به گند بکشيد بي حوصلگي به را بيندازيد افسرده باشيد تا شما را به کار بيرون از منزل تشويق کند!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بيرون از منزل هست،از زير کار کردن در بريد وانمود کنيد که دوست نداريد نحوه جارو کردن و ظرف شستن و….. را به او آموزش دهيد!! هرجند اقايون همه بلد هستن
- اگر شوهر شما فمينيست نيست،زن ذليل که هست
- اگر شوهرتان به مسائل شما بي اعتناست شما بي اعتنا تر باشي ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنيد تا چشمتون به او افتاد قيافه بگيزريد که ناراحت هستيد
اگر شوهرتان هوس تجديد فراش کرد، بدانيد که بيچاره حق دارههههههههههههههههه
نتيجه گيري اخلاقي:
۱- زنان سنتي هر چه سرشان بيايد حقشان است!! لياقت شوهر مهربان و به قول خودشان زي زي را ندارند!!
۲- زنان مدرن لياقت هيچ چيز را ندارند!! چون از زي زي بودن شوهرانشان سوء استفاده مي کنند!!
۳- هر چه به سر مردا مايد از زي زي بودنشونه با با بسه ديگه
نتيجه گيري غيراخلاقي!! :
تو رو خدا. بازم زن بگيريد تا روی خانمها روکم کنيد
وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبنی بر ممیزی شدید و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابیهای بدین شرح صادر نمود:
شاعران، نویسندگان، ناشران و خوانندگان عزیز؛ متاسفانه جریان خزندهای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:
اتل، متل، توتوله / گاو حسن چهجوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین
........
ادامه مطلب>>>
اقتصاد هندی!!!
دو تا گاو ماده دارن، اونها رو میپرستن و عبادت میکنن.
اقتصاد پاکستانی!!!
هیچ گاوی ندارن...ادعا میکنن که گاوهای هندی مال اوناست...از امریکا طلب کمک مالی میکنن، از چین طلب کمک نظامی میکنن...از انگلیس هواپیما جنگی...از ایتالیا توپ و تانک...از آلمان تکنولوژی.با تمام این امکانات میرن گاوها رو میخرن وبعد ادعا میکنن که توسط جهان مورد استثمارن.
اقتصاد چینی!!!
دو تا گاو ماده دارن 300 نفر ادم دارن که گاوارو میدوشن بعد ادعا میکنن که سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارن و تولیدات گاویشون در سطح بالایی قرار داره و هرکس هم که امار واقعی رو بیان کنه بازداشت میکنن.
اقتصاد ژاپنی!!!
دو تا گاو ماده دارن...اونها رو از نو طراحی ژنتیکی میکنن هیکل گاواشون یک دهم اندازه طبیعی میشه و 20 برابر معمول شیر تولید میکنن...بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاشون توی تمام جهان پخش میکنن و میفروشن.
اقتصاد انگلیسی!!!
دو تا گاو ماده دارن...که هردوتاشون دیوونه هستن!(جنون گاوی دارن)
اقتصاد امریکایی!!!
دو تا گاو ماده دارن ...یکیش رو میفروشن و دومی رو تحت فشار مجبور میکنن به اندازه ی 4 تا گاو شیر تولید کنه...وقتی گاوشون افتاد و مرد اظهار تعجب میکنن... تقصیرو گردن یه کشور گاودار می اندازن، بعد طبیعتا اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد...یه جنگ برای نجات جهان راه میاندازن و گاو رو به چنگ میارن.
اقتصاد سویسی!!!
دو تا گاو ماده دارن هیچ کدومشون مال خودشون نیست ...از کشورهای دیگه دارن پول میگیرن در ازای اینکه دارن گاوهاشون رو نگه میدارن.
اقتصاد ایرانی!!!
تا دلتون بخواد گاو داریم و نمیدونیم باهاشون چیکار کنیم!!! آخرشم هر کدوم از گاوامون رو، یه کشوری دو در میکنه و ما هم فقط محکوم میکنیم!
درود بر هر چي عاشق واقعیه
۱- درود به سه نفر که هر سه نفر یه نفرن: غريب ، تنها ، بي كس
2- درود به گاو چون كه نگفت من ، گفت ما
3- درود به كرم خاكي به خاطر خاكي بودنش
4- درود به خيار به خاطر اينكه يار داره
5- درود به شلغم به خاطر اينكه غم داره
6- درود به كلاغ ، هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه
7- درود به ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن
8- درود به شمع که تا آخرش به پات ميسوزه

وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دلم مي خواد که فکر کني که من به تو فکر مي کنم.
برزن : ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني
راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)
ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها
زنجان : سرور ، همان زن اس به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند
نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوع فحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم
مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود :
1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.
2. زني که گوش مردش را مي کشد.
3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.
4. ...
زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.
زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است
کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.
زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي
زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس
زندان انفرادي الکترونيک : پشت ميز کامپیوتر حاوي ياهو مسنجر
یکی از دوستش میپرسه: ببینم رفته بودی امتحان رانندگی، بالاخره قبول شدی؟ دوستش جواب میده: هنوز معلوم نیست. دوباره ازش میپرسه: یعنی چی معلوم نیست مگه میشه؟ دوستش جواب میده: آخه اون افسری که از من امتحان میگرفت هنوز بیهوشه بیدار نشده.![]()
از یکی میپرسن: اگه گفتی اون علامت رو پرچم دزد دریایی ها معنیش چیه. طرف جواب میده: کله پاچه خوردن رو عرشه کشتی ممنوع.![]()
![]()
هواپیما داشته سقوط میکرده و همه مسافرای هواپیما از ترس داشتن میمردن، خیلی از حال رفته بودن و خیلی ها هم از وحشت داشتن فریاد میزدن. ولی یه نفر اون عقب هواپیما آروم و ریلکس نشسته بود. همه وقتی دیدن که ایشون چقد بی خیال نشسته، از روی تعجب میپرسن: آقا جون هواپیما داره سقوط میکنه اونوقت تو راحت گرفتی نشستی؟ طرف در جواب میگه: خوب سقوط کنه مال بابام نیستش که، به من چه!![]()
دوره و زمونه خیلی بدی شده. همه جا بیشتر از ازدواج موضوع طلاق و طلاق کشیه و گاهی هم زندگی ها به طلاق نرسیده از هم پاشیده میشن . امروز میخوام به بررسی و کارشناسی علت کوتاه شدن زندگی ها مشترک زوج هایی که زندگی شون بدون رسیدن به طلاق از هم پاشیده میشه بپردازم.
معمولا این جور زندگی ها میتونه به سبب چندین عامل از هم پاشیده بشه که در اینجا به چند مورد از اونها اشاره میکنم.
۱- متاسفانه تو دوره و زمونه ای که ما توش زندگی میکنیم در بین عده اندکی از خوانواده ها، که بنیان سستی دارن ازدواج عروس خانوم و آقا دوماد بدون عقد و به صورت خیلی خودمونی بین خودشون انجام میشه که معمولا این نوع زندگی مشترک بیش از ۴۸ ساعت طول نمیکشه و اصلا من خوشم نمیاد در مورد این نوع ازدواج ها صحبت کنم پس مستقیم میرم سراغ انواع بعدی.
۲- گاهی اوقات شروع زندگی دو تا زوج اونقده عشقولانه و آکنده از عشقه که مسائل مالی در این میون فراموش میشه و دختر خانوم بدون توجه به توانایی مالی آقا پسر اقدام به صدور "بله" میکنند که عواقب بسیار بد به زبون آوردن این کلمه رو هم میبینند.معمولا طول این نوع زندگی ها بیش از سه روز نمیتونه باشه چون عروس خانم به علت نداشتن توانایی در تحمل گشنگی دار فانی رو وداع میگن.
۳- در ازدواج نوع بعدی که بیشتر از لحاظ توانایی های عروس خانم در هنرهای رزمی یا قدرت جسمانی و روحیه جنگ طلبی ایشون قابل بررسیه، گاهی میبینید که عروس خانم کشتی کج کار یا بوکسر و یا قصاب از کار در اومدند و در اولین مشاجره خانوادگی عروس خانم، کمر آقا داماد رو از پشت به صورت یک زاویه ۹۰ درجه تا کرده و میشکنند و زندگی مشترک این دو زوج با ضربه فنی در اینجا به پایان میرسه.
۴- گاهی اوقات هم دیده مشه که عروس خانم علاقه زیادی به طلا و جواهر و خلاصه آهن آلات از خودشون نشون میدن و آقا داماد رو ملزم میکنند که به هر قیمتی که شده فلان کیلو طلا برای ایشون بخرن (عروس خانم: ای بی لیاقت، شوهر فی فی خانم ۳ کیلو طلا براش خریده، اگه میخوای روزگارت سیاه نشه باید ۶ کیلو طلا برام بخری). خلاصه آقا داماد با فروختن خونه و ماشین خودش(اگه داشته باشه) و خونه پدر و مادرش و پیش پیش گرفتم حقوق ۶۷ سال آیندش، طلاهای درخواستی عروس خانم رو خریداری مکینه و در هنگامی که عروس خانم میخوان برای اولین بار از این طلاها استفاده کنند، بعلت وزن طلاها با شکستگی گردن و قطع نخاع مواجه میشن و ... .
۵- بعضی ها قبل از اینکه زیر یه سقف برن، دوست دارن به ماه عسل برن. در این مواقع مشاهده میشه که آقا داماد برای ثابت کردن شجاعتش به عروس خانم، مثل شیر به جاده میزنه و ماشینو تا جایی که میشه میتازونه، عروس خانم هم با تشویق ها و تعریف های خودشون کله آقا داماد رو داغتر میکنند. مشاهده شده که معمولا این گونه زوج ها با رسیدن به اولین مانع داخل جاده، به سس تبدیل میشن و زندگی مشترکشون متاسفانه به این صورت به پایان میرسه.
۶- در زندگی بعضی از زوجها بد شانسی مهمترین عامل کوتاه شدن زندگی مشترکشونه. این دسته از زوجها هم قبل از رفتن زیر یه سقف، ماه عسل رو انتخاب میکنند و با احتیاط کامل و رعایت همه اصول عازم سفر میشن ولی متاسفانه تو جاده با زوجی که در بالا تعریفشو کردیم تصادف میکنن و زندگی مشترکشون به پایان میرسه.
عوامل زیاد دیگه ای وجود داره که بدون طلاق، باعث کوتاه شدن زندگی مشترک زوجها میشن ولی فکر میکنم ذکر کردن این چند مورد در اینجا کافی بود. امیدوارم شما عبرت بگیرید و هیچکدوم از این زوجهایی که گفته شد، نباشید.
به یه نفر میگن، آقا پشتت خاکیه. اون هم در جواب میگه، پس چی با این گرونی میخواستی آسفالت باشه!![]()
![]()
شخصی وارد بقالی میشه و میپرسه، آقا خیار شور دارید؟ بقاله میگه، بله که داریم. طرف یه پلاستیک پر خیار رو جلوی بقالی میزاره و میگه که، پس بی زحمت اینارو بشورید!![]()
یه نفر به قصد خودکشی روی ریل قطار خوابیده بود و در ضمن یه تیکه نون هم تو دستش بود. یکی که از اونجا رد میشد پرسید، مرد حسابی تو که قصد خودکشی داری پس چرا نون با خودت آوردی؟ مرد در جواب رهگذر میگه، خوب اگه قطار تاخیر کنه و دیر بیاد که ممکنه از گشنگی بیمرم!
آیا این بد شانسیه که وقتی حدودا با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت تو جاده حرکت میکنی، یه هو یه کامیون جلوت سبز میشه و تو مجبور میشی خودتو به نرده های محافظ کنار جاده بکوبی و از جاده خارج بشی؟

یا اینکه خوش شانسی که باعث میشه تو یه قدمی یه دره ۲۰۰ متری ماشینت متوقف بشه و تو از مردن به یه طرز فجیع نجات پیدا کنی؟

اگر کاملا مطمئن هستید کلیک کنید!

بی خبر اومدی و همه زندگیش شدی
و مثل خورشید، از پس شب تارش روشنایی رو بهش هدیه کردی
اگه یه روزی بری، اون خیلی غمگین میشه
همیشه باهاش بمون
همهی ما میدونیم و بر این موضوع واقفیم كه «دختر وپسر نداره، مهم اینه كه بچّه آدم باشه!» پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسهی انواع و اقسام این موجود مهم میپردازیم:
1. پیش از دبستان:
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارن و بچّه باید سالم باشه. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسیترین و حیاتیترین پرسشهای زندگیش آشنا میشه؛ پرسشهایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»، «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!“ و كم كم پرسشهایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی میخوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعیشو هم که بكار بگیره، حداكثر شش سال و نیم تمام داره و چه میدونه اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر میخوام مزاحم میشم ولی اگر شما یادتون هست تو ششماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما رو هم خبر كنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!
دختر و پسر: در این حالت هم، دختر و پسر فرقی ندارن و مهم اینه كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كنه. در این مقطع كودك با پرسشهایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجهه.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی، آقا یا خانم معلم شدن (یه همچین چیزایی).
3. دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترا تبدیل میشن به یك جور ترکیب از «من دیگه بزرگ شدهام مكرّر، عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّهی روزنامهفروشی» و یه كمی هم درس بخون. پرسشهای مهمی كه با اون مواجه میشن عبارته از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن كو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم و جستجو دنبال جی اف و بی اف رمانتیک و صاحب درک، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!
پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كی میخوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، میخوای در آیندهی نزدیك بزرگ بشی یا آیندهی دور؟!» افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیقبازی و معرفت و اینا.
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیمهای از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نون و آبدار... همان شغل نون و آبدار.
4. پیشدانشگاهی:
دختر و پسر فرقی ندارن، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب میشن. یك چیزی تو مایههای «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت، عزیزان حال خودشونو درك نمیكنن: یكی زمانی كه درسها زیاده، وقت هم كه كمه، پس دوستان حال عصب دارن؛ دیگر زمانی كه درگیرن، چون درسا رو مطالعه کردن ولی میترسن فراموششون بشه! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همهی بقیهی زندگی و مانند اینا.
علایق: یادگیری روشهای تست زدن در سه سوت، دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...
5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، «عطر گلهای بهاری»، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسشهای متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «كلاس تشكیل نمیشه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟»، « (اینجا شو با ناز بخونید لطفا) فعلا میخوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»
علایق:
دختر: بوفهی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل.
اولی: اگه گفتی چرا اسکلت نمیتونه از طبقه چهارم خودشو بندازه پائین؟
دومی: چون جیگر نداره.![]()
فروشنده لوازم اتومبیل: ببینم آقا از قفل فرمونی که هفته پیش بهت فروختم راضی هستی؟
مشتری: آره خیلی خوبه فقط سر پیچها یکم اذیتم میکنم.![]()
دولت اعلام کرده که همه افغانی ها باید حداکثر تا هفته آینده به کشور خودشون برگردن.
عزیزم موقع رفتن فراموشت نشه حتما با ما خداحافظی کن.
شخصي شاكي ميره ثبتاحوال ، ميگه : آقا اين اسم من خيلي ضايع است ، بايد حتماً عوضش كنم . كارمند ازش مي پرسه ، مگه اسمتون چيه ؟ ميگه : اصغرِ ان چهره ! كارمند ميگه : آره خوب حق داريد ، بايد حتماً عوضش كنيد . حالا چه اسمي مي خوايد بگذاريد ؟ ميگه : اكبرِ ان چهره !

يه روزي يه روزگاري يه دختر كوري تو اين دنيا بي وفا زندگي مي كرد.
اين دختر پسري رو دست داشت كه اونم عاشق دختر بود.
دختر هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم میتونستم هميشه با اون بمونم.
تا اينكه يه روز يه نفر پيدا شد كه چشما شو به دختر هدیه داد.
ولي افسوس وقتي كه دختر بينايي شو بدست اورد.
ديد پسري كه عاشقش بود كوره.
وقتي دختر ديد پسر كوره گفت : برو ما ديگه به درد هم نمیخوریم!!
پسر هم با ناراحتي رفت اما وقت رفتن به دختره گفت : مراقب چشمهاي من باش!!!!!
![]()
یه آدم بد شانس میمیره، روحش موقع بالا رفنتن گیر میکنه به پنکه سقف.
گاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد سگ واق واق مي كرد و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد. براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند. اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد. |
|
|




